اما بيوگرافي پدر علم نوين جراحي ايران: پروفسور يحيي عدل، در سال 1287 در تهران متولد شد. تحصيلات ابتدائي را تا کلاس هشتم در تبريز گذراند و پس از آن همراه خانواده اش به کرمانشاه رفت و تحصيلات خود را در همانجا ادامه داد. پروفسور عدل در سال 1303، همراه با برادرش به پاريس رفت و در سال 1309 وارد دانشکده پزشکي پاريس شد. در سال 1317، پايان نامه دکتري خود را در باب «درمان آدنوپاتي سلي» تدوين کرد و موفق شد تا مدال نقره از آن دانشکده را دريافت کند اما پس از پايان دوره تحصيلاتش، علي رغم اصرار استادان دانشکده پزشکي پاريس براي حضورش در اين دانشکده، در سال 1318 به ايران بازگشت. استاد يحيي عدل بعد از بازگشت به ايران به دعوت پروفسور اُبرلن، براي تدريس در دانشکده پزشکي انتخاب شد و در همان موقع علاوه بر تدريس توانست مسئوليت بخش جراحي بيمارستان سينا را هم بر عهده بگيرد و دوران سربازي خود را هم همانجا بگذراند. درمان جراحي دمل‌هاي ريه و بيماري هاي جنب، قبل از حضور پروفسور عدل، در دانشکده پزشکي و دارالفنون تدريس مي شد، ولي در زمان استاد عدل و حضورش در دانشکده پزشکي، شکل علمي و تازه تري به خود گرفت. پروفسور عدل، اولين پزشکي است که نخستين جراحي ‌هاي مختلف بدن را از جمله قلب، مري و...، در ايران انجام داد و در اين زمينه شاگردان بسياري تربيت کرد، دکتر عبدالمجيد حسابي، دکتر هدايت، دکتر وفائي، سرتيپ دکتر نيّري و دکتر حميد سميعي جراح برجسته ارتش نيز از شاگردان پروفسور يحيي عدل بودند. همچنين گفته مي شود که پروفسور عدل از پزشکان معالج آيت ‌الله کاشاني، آيت‌ الله بروجردي و دکتر مصدق هم بوده است. از زنده ياد پروفسور يحيي عدل، ده ها کتاب و مقاله علمي معتبر به جا مانده که به عنوان منابع ارزشمند علمي، مورد استفاده دانش دوستان قرار مي گيرد که از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره کرد: پروفسور عدل در 1374 کتابي با عنوان انفارکتوس روده فرانتر، همراه با دکتر حيدر صدرالدين نيّري، تأليف کرد که در سال 1377 چاپ مجدد شد. کتاب لوسين لژه با عنوان سميولوژي جراحي، ترجمه و تنظيم جلال سيد فرشتي و عبدالحميد حسابي، زير نظر پروفسور يحيي عدل در سال 1345 منتشر گرديد. کتاب ديگري نيز با عنوان هيداتيوز، بيماري هيداتي با نظارت و راهنمايي پروفسور عدل در سال 1346 به همت دانشگاه تهران منتشر شد. پروفسور يحيي عدل همچنين مکتبي در ايران پايه گذاري کرد که به مکتب عدل شهرت دارد و شاگردانش قبل از انقلاب مجله‌اي به نام مکتب عدل منتشر مي‌کردند که حاوي آخرين اطلاعات علمي در اين رشته بود. شاگردانش مي گويند که پروفسور عدل هميشه خود مي گفته: من نميدانم اين بيماري بود يا چيزي ديگر که من هر چه را که ميدانستم و ياد گرفته بودم بايد به شاگردانم ياد ميدادم. از ديگر خصوصيات اين بزرگ مرد تاريخ طب و جراحي ايران، حضور استثنايي او در جلسه مشاوره‌هاي پزشکي بود. او حتي در سن 92 سالگي هر موقع شبانه روز که از او مي خواستند بر بالين بيمار حاضر ميشد و هميشه حتي اگر جراح اول مرتکب اشکال هم شده بود، بار مسئوليت او را به دوش ميگرفت. پروفسور عدل را ميتوان قهرمان اولينها ناميد، زيرا غير از بسياري از اولين جراحيهاي شکم، اولين جراحي قفسه صدري، اولين جراحي مري، اولين جراحي قلب، اولين جراحي ستون فقرات، اولين استئوسنتزها و اولين شکستگي گردن، ران و حتي بعضي جراحيهاي مغز و اعصاب را براي اولين بار در ايران انجام داد. پروفسور يحيي عدل، بنيانگذار جراحي نوين در ايران، بعد از سالها تلاش و خدمت به مردم کشورش سرانجام در چهاردهم بهمن 1381، در تهران دار فاني را وداع گفت و با پرواز آسماني خود تمامي دوستداران خود و نيز جامعه علمي ايران را در غم و ماتم فرو برد. روحش شاد، يادش گرامي و راهش پررهرو باد.

منبع: رادیو اینترنتی ایران صدا